خودِ گردانِ خودْگردان

نوشتار ها و سروده های محسن زارع

خودِ گردانِ خودْگردان

نوشتار ها و سروده های محسن زارع

خودِ گردانِ خودْگردان

زیبایی َت را تاب آر
و از وجودِ خود ایمن باش!

آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبیه فلسفه» ثبت شده است


از نظر نیچه، فلسفه واقعی آن چیزی است که بشود آن را به صورت یک رقص درآورد. در رقص تکرار حرکات همراه با سرخوشی، تواماً صورت می پذیرد. تکرار حرکات همان تکرار دوباره هر چیزی است. برخلاف زمان خطی، در رقص، زمان، تکراری یا همان دورانی (دایره یی) است.

مقصود از زمان دایره یی آن است که همه چیز به جای اول خود بازگردد و دوباره تکرار شود. اصلاً جذاب بودن رقص در تکرار حرکات آن است. تن دارای انرژی و استعداد است که سپس این انرژی همراه با سرخوشی به رقص تبدیل می شود. آنچه در رقص اهمیت پیدا می کند، بعد نمایشگری آن است، این نمایش در ارتباط با فرم و فیزیک نمایشگران است که جلوه بیشتری پیدا می کند. در اینجا حرکات منجر به سرخوشی می شود و بالعکس سرخوشی باعث حرکات موزون می شود.

آنچه در «فلسفه به مثابه یک رقص» اصلاً اهمیت ندارد معرفت «آگاهی» است. آگاهی حتی می تواند باعث سرکوب شدن هر گونه سرخوشی یی نیز بشود. به تعبیر نیچه «آگاهی، خفقان آور است» در اینجا هرگونه آگاهی توأم با افسردگی و رخوت است و در افسردگی میل به نمایشگری به حداقل می رسد.1

__________________________________________

پری ناز

بالغانه است. مثل عبادت. مثل نماز. رقص عبادت به نظم و وزن است. اینکه همیشگی ندارد،نیاز است، افت و خیز دارد و نگاهِ به جای آورنده و بدون خیرگی و تماشا خواهی. رقص هم وقتی نیاز نیست ملول کننده است. رقص نماز شادی و گاهی غم است.رقص نماز عواطف است.نماز تن است.

اگر نماز به خاک افتادن و فروتنانگی ست ، رقص پروازست و یک تلاش، یا ادای پرواز. به جای آوردن آئین پرواز.نماز آئین فروتنی و عبودیت و رقص آئین پرواز. شاید هرکدام به جای آوردن رهایی از چیزی. نمی دانم. ایده ای دارید؟

  -  اعمال بالغانه، شرم کودکان، شرم کودکانه. چشم پوشیدن و در نگاه پیرزن، شرم و گذشت پیرانه. انگار در اعمال همه شان. در همه برانگیخته شده. میانِ زنی که در آستانه در ایستاده و همسرش که در خودش چیزی به جنبش درآمده و در نوازش همسرش می جوید. در نگاه دو پیرمرد نوازنده دوره گرد که آشکارا از تماشای رقص  می نوشند و می نوشند و می نوشند(دقیقا نوشیدن است) و در نگاه کودک که شرم نابالغ، بازداشته شده، است. ونگاه خود زن رقصنده  که به نقطه ای غیر از نگاه های دیگر متمرکز شده و و در واقع روی حرکات هم متمرکز است( با نگاه  کودک و رقاص کار داریم).

  -  بعضی اعمال بالغانه اند.به آنها دقت کنیم. اعمالی که  کودکان هنگام انجامشان شرم می کنند، یا دیدن آن ها در کودکان شاید شیرینی داشته باشد امّا آنرا جدی نمی بینیم. مثال هایی که به ذهنم می رسد: ابراز وجود در جمع بزرگترها، وهمینطور رقص،بوسه و نوازش،عبادات(بعضاً)، اعمالی که رنگ و بوی سکس و مسائل جنسی داشته باشد و تماشای کردن هرکدام از اینها وقتی افراد بالغ در حال انجام آن هستند.

  -  نگاه دوخته شدن به زمین، نشان دهنده ادای یک عمل آئینی ست، و معمولا می تواند چیزی باشد که منبع برانگیزاننده آن نامعلوم است یا مربوطِ خود فرد نیست آن عمل و مخاطب آن چیزی بیرون او(«من»ِ او ) ست. و به همین دلیل با نگاه های آگاهانه به دیگران(نشانه حضورآگاهی) و دریافت توجه، آنرا خدشه دار نمی کند.به علاوه این حالت نگاه و اداکردن در جمع میتواند نوعی عمل جمعی و غیر شخصی باشد( به نمایندگی یا دُورگردانِ دیگران) همانطور که درعکس می بینیم هم این حالت خود رقص را در همه برانگیخته و نسبت به آن عملی انجام می دهند. مثل زمانی که یک نفر متن دعا را می خواند و باقی سکوت می کنند به همراه برانگیخته شدن حالت و حسی که دعا را از طرف آنها می خوانند یا عرضه شده به خودشان می بینند و شریک در خوانش آن هستند. شاید پایان این رقص همه دست بزنند و اظهار شادی کنند(همان آمین گفتن و رضایت یا امیدورای).

 و نیاز انسان به رقص. نماز، نظم نیازِ عبادت است. نظم و وزن. چنانکه رقص. نیاز و شورِ هردو افت و خیز دارد در اوقات مختلف.

اگر تمام دارایی ام همین قدر بود، می خریدمش! آه در بساط نیست.


20تیر

دیدار دوباره ی تابلو فرش دوست داشتنی «پری ناز» در بازار وکیل

___________________________

پانوشت:

  - در هنگام خواندن متن دوم، به تصویر تابلو فرش توجه کنید.

-           - اگر اسم این تابلو نقاشی را می دانید یا راهنمایی می توانید بکنید برای پیدا کردنش، منت بگذارید و کمکم کنید. مغازه دار می گوید نقاشی متعلق به هلند دهه40 میلادی است، امّا زیاد مطمئن نیست.

     - کیفیت و نور قرمز رنگ کثیف عکس به خاطر دوربین5ِ گوشی اینجانب است.

1.مقاله رقص و رنج روح از سایت آفتاب به این آدرس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۵ ، ۲۲:۲۳
محسن زارع