خودِ گردانِ خودْگردان

نوشتار ها و سروده های محسن زارع

خودِ گردانِ خودْگردان

نوشتار ها و سروده های محسن زارع

خودِ گردانِ خودْگردان

زیبایی َت را تاب آر
و از وجودِ خود ایمن باش!

آخرین نظرات
جمعه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۲، ۰۵:۱۷ ق.ظ

فَاخْلَعْ ....

- : به چه زبونی بگم آخه؟ در نمیاد،اصلا خودت به زور پاشنه کش کردی پاهام!

قبول نمی کنه که! می گه: پاهای تو بزرگ شدن!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شوخی نمی کنم!این دعوای هر روزه ی منه!




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۲۹
محسن زارع

برون ریز

شکایت

نظرات  (۳)

فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت.
مرد کباب فروش گوشت ها را در سیخ ها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت سرخ شده در فضا پراکنده شده بود. بیچاره مرد فقیر چون گرسنه بود و پولی هم نداشت تا از کباب بخورد تکه نان خشکی را که در توبره داشت خارج کرده و بر روی دود کباب گرفته به دهان گذاشت...

با سلام

وبلاگ زیبایی دارین موفق باشین
خب فاخلع!
شاید کفشهای بزرگتری قد پاهات در انتظارته!

پاسخ:
پاسخ: به ما نیومده!
داریم آب میرویم
یا دارند آب می روند؟

پاسخ:
پاسخ: چیا؟ کفشا یا پستا؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی